نگارستان

نســل سوختــه

نسل سوخته

نسل ما هرگز پیر نخواهد شد، چرا که ما جوانی نکرده ایم به قدر کافی

رقمِ سِنِمان بالا میرود اما هنوز سرشاریم از اشتیاقِ کشفِ شیطنت های جوانی

 پوستمان چروک میشود اما پُریم از ناگفته های احساسمان

موهایمان سفید میشود در زیر چارقدهای بی خورشید، اما هنوز جوانیم

مثل میوه هایِ کال افتاده ِ زیر درختانیم

مثل نوزادی که پس از تولد  میمیرد، هستیم اما گویی هرگز نبودیم

نه مثل نسل های قبل، ساده بودیم و نه مثل نسل جدید، غرق مدرنیته

ما مدام جنگیدیم و قانون شکنی کردیم و پرسیدیم وکشف کردیم اما کسی ما را ندید

ما یک اتفاق ساده ایم، ما برگی فراموش شده از کتابِ تاریخیم

چیزی درونمان جا مانده، شوری از جوانی که در کالبدمان نمی گنجد

اشتیاقی که با آن فراموش میکنیم سالهای رفته از عمرمان را