ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

ایجاد یک حساب کاربری

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده ضروری است.
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ایمیل *
تکرار ایمیل *

نگارستان

حاضر جوابی

حاضر جوابی

حاضر جوابی

ما یه بچه محل داشتیم که اسمش امیربود و علیرغم اینکه جثه کوچکی داشت و به زحمت قدش از 160 سانتیمتر تجاوز میکرد اما چون خیلی در مزرعه کار کرده بود و باشگاه هم میرفت ، عضلاتش سفت و محکم و ورزیده شده بود و البته یه کمی هم از خودش متشکر بود و به همین دلیل خودشو امیر پلنگ معرفی میکرد البته گرچه به زعم یکی از دوستان ، امیر موش هم نبود. این امیر ما یک خصوصیت منحصر بفردی که داشت این بود که خیلی حاضرجواب و بقول قدیمی ها حرف کلفت بود و خلاصه کافی بود که یه چیزی بگی که عکس العمل ایشان را طلب کنه که چشمت روز بد نبینه ، فی البدائه یک جواب قاطع و دندان شکن ، نثار وجود نازنینتان میکرد که بیا و ببین. یک نمونه جالبش وقتی بود که برای چهارمین بار مرتکب جرمی شد که الزاما باید با قاضی روبرو میشد.

هنگامی که چشم قاضی به ایشان افتاد با عصبانیت فریاد زد  

خاک تو سرت ، این چهارمین باره که میارنت اینجا

امیر پلنگ هم که همیشه یه چیزی دسته کرده در چنته داره گفت

خاک تو سر خودت که همیشه اینجایی

 

نگاره ها

آمار بازدید

ما 120 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم