نگارستان

ندای خداوند

ندای خداوند

ندای خداوند

در آغاز همه چيز از جنس خاك بود و از جنس آب

كوه، درخت، گياه، رود، انسان

سپس خداوند آسمان را قلمرو پرندگان كرد

پرندگاني از هزار آواز

پرندگاني از هزار رنگ

 خداوند فاصله انسان تا عرش را با پرنده‌ها پر كرد

تا پرها و آوازهاي رنگارنگ

علامتي باشد براي رسيدن

علامتي باشد براي كنده شدن از خاك

علامتي باشد براي اوج گرفتن تا قاف

تا انسان ، پرندگي را تجربه كرد

پاك و منزه است خداوندي كه آفريدگار آسمان است

 آسمانی که مأواي انديشه‌هاي دور آدم شد

 آدم به پرواز دل بست و كم‌كم آسمان‌ها را در نورديد

 پرنده‌وار در قلمرو رفيع انسانيت،پا در حريم خداوند گذاشت

پرندگان، صداي خداوند را به زمين رساندند

 آدم، غرق در لذت موسيقي طبيعت

آواز رنگ‌رنگ پرندگان را در جان مرده‌اش ريخت

پرندگان سكوت آسمان را شكستند و به دورترين نقطه جهان ، هستي را نواختند

پرده پرده،تار به تار  

آدم كم‌كم روحش را از خاك برچيد، و به سيمرغ پيوست

 

نگاره ها