ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

ایجاد یک حساب کاربری

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده ضروری است.
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ایمیل *
تکرار ایمیل *

نگارستان

تو را گم کرده ام من

 تو را گم کرده ام من

تو را گم کرده ام من

 بود بر شاخه هایم آخرین برگ

تو پنداری که شب چشمم به خواب است

 

ندانی این جزیره غرق آبست

به حال گریه می خوانم خدا را

 

به حال دوست می جویم شما را

زبس دل سوی مردم کرده ام من

 

در این دنیا تو را گم کرده ام من

مرا در عاشقی بی تاب کردی

 

کجا هستی دلم را آب کردی

نه اکنون بلکه عمری، روزگاریست

 

که پیش روی ما غمگین حصاریست

بود روز تو برای ما شب تار

 

صدایت می رسد از پشت دیوار

کلام نازنینت مهر جوش است

 

صدایت در لطافت چون سروش است

بدا ، روز و شب ما هم یکی نیست

 

شب ما بهر تو همگام روز است

به وقت صبح تو ما را شب آید

 

در آن هنگامه جانم بر لب آید

کویرم من، تو گلشن باش ای یار

به تاریکی تو روشن بــاش ای یار

 

نگاره ها

آمار بازدید

ما 64 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم