نگارستان

آنجا که خدا هست

آنجا که خدا هست 

آنجا که خدا هست

 ماه من

دل به غم دادن واز سر یأس سخن گفتن ها

کار آنهایی نیست که خدا را دارند

 

ماه من

غم اندوه اگر هم ، روزی مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست

بانگاهی به خدا چتر شادی باز کن و بگو بادل خود که خدا هست

 

ماه من

غصه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی ، بودن اندوه است

 این همه غصه و غم

این همه شادی و شور

چه بخواهی چه نخواهی میوه یک باغند

 

همه را باهم

باعشق بچین ولی از یاد مبر

پشت هر کوه بلند

سبزه زاریست پر از یاد خدا

و در آن ، باز کسی میخواند

آنجا که خدا هست

در آن مهر و وفا ، عشق و صفا هست

 

نگاره ها