ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

ایجاد یک حساب کاربری

پر کردن فیلدهایی که با ستاره (*) نشانه گذاری شده ضروری است.
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ایمیل *
تکرار ایمیل *

نگارستان

No result...

بیسکویت های زندگی

بیسکویت های زندگی

هشت سالم بود که از طرف مدرسه ما را بردند بازدید کارخانه تولید بیسکویت. ما را به صف کردند که خط تولید بیسکویت رو ببینیم. وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه، بیسکویت میداد بیرون، خیلی از بچه ها از صف زدند بیرون و بیسکویت هایی که از دستگاه میزد بیرون را برداشتند و خوردند.

 من روی حساب تربیتی که شده بودم میدونستم که آنها  دارند کار اشتباه و زشتی انجام می دهند و برای همین، توی صف ماندم. ولی درنهایت آنها بیسکویت خورده بودند و منی که قواعد را رعایت کرده بودم، چیزی نصیبم نشده بود.

الان پنجاه ساله هستم و آن روزها گذشته است ولی تجربه اش، بارها و بارها در زندگیم تکرار شد. در خیلی از جاها سعی کردم که آدم باشم و یک سری مسائل را رعایت کنم ولی در نهایت من چیزی ندارم و آنهایی که برای رسیدن به هدفشان، خیلی چیزها را زیر پا می گذارند، از بیسکویت های توی دستشان لذت میبرند.

از همان موقع تا الان یکی از سوال های بزرگ زندگیم این بوده و هست که:

خوب بودن و خوب ماندن مهمتر است یا رسیدن به بیسکویت های زندگی؟

آنهم برای مردمی که تو و شخصیتت را با بیسکویت های توی دستت می سنجند

پرویز پرستویی

 

آمار بازدید

ما 26 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم