نگارستان

رویای دیدنت

رویای دیدنت

رویای دیدنت

 کاش می شد هیچ کس تنها نبود

کاش می شد دیدنت رویا نبود

 

گفته بودی با تو می مانم ولی

رفتی و گفتی آنجا جا نبود

 

سالیان سال تنها مانده ام

شاید این رفتن ، سزای ما نبود

 

من دعا کردم برای بازگشت

دست های تو ولی بالا نبود

 

باز هم گفتی که فردا میرسی

کاش روز دیدنت فردا نبود

 

نگاره ها